غريغوريوس الملطي ( ابن العبري ) ( مترجم : عبد المحمد آيتى )

12

مختصر تاريخ الدول ( تاريخ مختصر الدول ) ( فارسى )

در عصر فالغ بار ديگر زمين تقسيم شد . اين تقسيم ميان فرزندان نوح بود . چنان كه وسط زمين يعنى فلسطين و شام و آشور و سامر « 32 » و بابل و ايران و حجاز از آنِ بنى سام شد و همهء تيمن يعنى جنوب ، چون افريقيه و زنگ و مصر و نوبه و حبشه و سند و هند ، از آنِ بنى حام گرديد ، و جربيا ، يعنى شمال چون اندلس و فرنگ و بلاد يونان و بلاد صقلاب و بلغار و ترك و ارمن از آنِ بنى يافث . پس از وفات فالغ ميان فرزندان او و فرزندان برادرش يقطان فتنه افتاد و مردم به ساختن بارو پرداختند . ارعو پسر فالغ براى او ساروغ زاده شد و در آن هنگام عمر او بنابر رأى تورات سبعينى صد و سى دو سال بود و بر رأى يهود سى و دو سال ، و همهء مدت عمر او سيصد و سى و نه سال بود . هفتاد سال كه از عمر او گذشته بود ، مردم به يك ديگر گفتند : بياييد خشت بزنيم و آجر بپزيم و كاخى بلند بر آوريم چنان كه به اوج آسمان رسد تا سبب جاويدانى نام ما بر روى زمين شود و ما بر روى زمين پراكنده نشويم . آنگاه در سرزمين شنعار جايى هموار ديدند و به جد به كار در ايستادند . شنعار همان سامره است . نمرود پسر كوش سازندگان كاخ را از گوشت شكار خوراك مىداد . او نخستين پادشاه بابل بود . روزى در آسمان چيزى ديد شبيه به تاج ، همانند آن كلاهى ساخت و بر سر نهاد كه بعضى گفتند تاج او از آسمان فرود آمده است . خداى تعالى گفت : اين آغاز كارشان است و از آنچه به انجام آن همت گماشته‌اند عاجز نخواهند شد . پس زودا كه زبانهايشان را ديگرگون كنم تا هيچ كس نداند كه آن ديگر چه مىگويد . خداوند جمع ايشان را بپراكند و بادهايى فرستاد تا آن كاخ را ويران كردند و نمرود جبار هم در آن كاخ بمرد . و زبان آدميان متبلبل [ مختلف ] شد . از اين روى آن زمين را بابل گفتند . نمرود سه شهر بنا كرد : ارخ و خيليا ( يعنى رها و نصيبين ) و مداين . ساروغ پسر ارعو براى او ناحور زاده شد و در آن هنگام بنابر رأى تورات سبعينى عمر او صد و سى سال بود و بر رأى يهود سى سال ، و همهء مدت عمر او بنابر هر دو روايت